وخدایی که در این نزدیکی است وخدایی که در این نزدیکی است ادامه مطلب ساعت توسط نظرات () تگ ها: عناوین مطالب وبلاگ وخدایی که در این نزدیکی است » :: من: پروفایل صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو مطالب () .:. By persianblog.ir RSS FEED وخدایی که در این نزدیکی است

توهم

سایه های خیالت توهمی درد آور است که فقط در تاریکی در برم میگیرد.چاره ای نیست...

نمیدانم خیالت کی می آید...

همین جا در تاریکی منتظر مینشینم

تاریکی چشمان تو....

  
نویسنده : مونا ; ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٥
تگ ها :


 

بحث و جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

  
نویسنده : مونا ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱
تگ ها :


مادر

مادر...

همه تنهایی قبرخاک آلودت به ازدحام پرزرق و برق می ارزد

بگذار باورنکنم و ندانم هرگزکه برنمی گردی...

  
نویسنده : مونا ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٧
تگ ها :


دوستی واقعی

شادی کن،مردمان به دنبالت می آیند

غمگین شو،آنها به توپشت می کنند

آنها همه ی خوشی های تورا می طلبند

اما از اندوه توهیچ نمی خواهند

خوشحال باشی، دوستانت بی شمارند

مغموم شوی،همه را از دست خواهی داد

هیچ کدامشان از نوشیدن شهد زندگی با تو سر باز نمی زنند

وتنهایت می گذارند، برای نوشیدن زهر آن

                                              ویلر ویلکاکس

 

 

  
نویسنده : مونا ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٠
تگ ها :


روزگار،پسرم امروز به مدرسه می رود

روزگار،پسرم را به دست تومی سپارم زیرا امروز اولین روز تحصیل اوست.همه چیز پیرامون اوتامدتی عجیب و ناشناس خواهد بود و من آرزو می کنم در این مدت رفتار ملایمی با او داشته باشی.می دانی!تا به حال او پادشاه اتاقش بوده،رئیس بزرگ حیاط خلوت خانه بوده.من همیشه برای التیام زخم هایش و آرام کردن احساسش حاضر و نزدیکش بوده ام.

ولی حالا شرایط در حال تغییر است وامروز صبح قرار است اوپله های جلوی خانه را به تنهایی پایین برود،دستش را تکان بدهد و ماجرایی را شروع کند که ممکن است در آن حادثه ای رخ دهد.

زندگی در این دنیا نیازمند ایمان،عشق و جرات است.پس ای روزگار،آرزو می کنم توبه نسبت جوانی اش با اوبرخورد کنی و چیزهایی را که لازم است برای زندگی بیاموزد با ملایمت به او نشان دهی.

او باید بیاموزد و گریزی هم نیست که همه ی آدم ها،چه زن و چه مرد پاک نیستند،ولی به اوبیاموز که به ازای هر انسان رذل یک قهرمان هم هست و به ازای هر دشمن دوستی کنار ماست.بگذار بداند که قلدرها را ساده تر از هر آدم دیگر می شود مغلوب کرد.به او اعجاز کتاب ها را نشان بده.به اووقت کافی برای تفکر در باب معمای جاویدان پرواز پرندگان در آسمان،ناشناخته های اقیانوس ها و طبیعت بکر را اعطا کن.به او بیاموز که به باورهای خودش ایمان داشته باشد،حتی اگر هیچ کس آنها را به رسمیت نشناسد.

آرزو می کنم تا به پسرم این توانایی را بدهی که بتواند راهی را که درست است انتخاب کند و پیرو سنت ها و عقاید غلط نباشد.به اوبیاموز به صحبت همه گوش سپارد ولی همه شنیده هایش را بسنجد و فقط آنهایی را که حقیقت دارد قبول کند.

به او بیاموز هیچ گاه به قلب و روحش برچسب قیمت نزند.به اوبیاموز در هر تظاهراتی شرکت نکند و فقط آنجا که بر باورهایش منطبق است بایستد و بجنگد.به اوباملایمت بیاموز روزگار،ولی نه بانوازش زیرا فقط حرارت آتش است که فولاد آبدیده می سازد.

می دانم این درخواست بزرگی است روزگار ولی ببین که چه می توانی بکنی.اوپسر خوبی است.

                                        آبراهام لینکلن

  
نویسنده : مونا ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٥
تگ ها :


...

اگر چیزی را با گوش هایت نشنیدی و با چشم هایت ندیدی آن را با ذهن کوچکت ابداع نکن و با دهان بزرگت به اشتراک نگذار...

  
نویسنده : مونا ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
تگ ها :


میسپارمت به خدا

میسپارمت به خدا...

خدایی که هیچ گاه تو را به من نسپرد...

  
نویسنده : مونا ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٠
تگ ها :


 

من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست

رفتنت ممکن شد

باورش ممکن نیست

  
نویسنده : مونا ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩
تگ ها :