وخدایی که در این نزدیکی است وخدایی که در این نزدیکی است ادامه مطلب ساعت توسط نظرات () تگ ها: عناوین مطالب وبلاگ وخدایی که در این نزدیکی است » :: من: پروفایل صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو مطالب () .:. By persianblog.ir RSS FEED و حرفهایی است برای نگفتن! - وخدایی که در این نزدیکی است

و حرفهایی است برای نگفتن!

در آغاز هیچ نبود،کلمه بود و آن کلمه خدا بود.

و کلمه،بی زبانی که بخواندش،و بی اندیشه ای که بداندش،چگونه می تواند بود؟

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود،

و با نبودن،چگونه می توان بودن؟و خدا بود و با او،عدم،

و عدم گوش نداشت،

حرفهایی است برای گفتن،

که اگر گوشی بود،نمی گوییم،

و حرفهایی است برای نگفتن،

حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند.

حرفهایی شگفت،زیبا و اهورایی همین هایند،

و سرمایه ی ماورایی هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد،

حرفهای بیتاب و طاقت فرسا،

که همچون زبانه های بیقرار اتشند،

و کلماتش،هر یک،انفجاری را به بند کشیده اند

کلماتی که پاره های بودن آدمی اند...

اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،

اگر یافتند،یافته می شوند...

و...

در صمیم وجدان او،آرام می گیرند.

و اگر مخاطب خویش را نیافتند،نیستند،

و اگر او را گم کردند،روح را از درون به آتش می کشند و دمادم،حریق های دهشتناک عذاب

برمی افروزند.

و خدا،برای نگفتن حرفهای بسیار داشت

که در بیکرانگی دلش موج می زد و بیقرارش می کرد.

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟

هر کسی گمشده ای دارد،

و خدا گمشده ای داشت.

هر کسی دوتاست و خدا یکی بود.

هرکسی،به اندازه ای که احساسش می کنند

هست.

هر کسی را نه بدانگونه که هست،احساسش می کنند.

بدانگونه که احساسش می کنند،هست.

انسان یک لفظ است

که بر زبان آشنا می گذرد،

و بودن خویش را از زبان دوست می شنود...

هر کسی کلمه ای است:

که از عقیم ماندن می هراسد،

و در خفقان جنین،خون می خورد،

و کلمه مسیح است،

و در آغاز هیچ نبود،

کلمه بود

و آن کلمه،خدا بود.

                                 ((دکتر علی شریعتی))

  
نویسنده : مونا ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٤
تگ ها :