وخدایی که در این نزدیکی است وخدایی که در این نزدیکی است ادامه مطلب ساعت توسط نظرات () تگ ها: عناوین مطالب وبلاگ وخدایی که در این نزدیکی است » :: من: پروفایل صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو مطالب () .:. By persianblog.ir RSS FEED امام حسین علیه السلام - وخدایی که در این نزدیکی است

امام حسین علیه السلام

آگاهی از شهادت در گفتگوی با ام سلمه

برخی در آستانه قیام کربلا،فکر می کردندبا دلسوزی و همدردی باید خطرات قیام را با امام در میان بگذارند.

در صورتی که امام حسین(ع)باآگاهی از سرانجام قیام،شهادت خودرامطرح می فرمود که هشدار دهندگان با شگفتی از آن حضرت اطلاعات مهمی را دریافت می کردند.

وقتی ام سلمه در مدینه با نگرانی فراوان از سرانجام قیام کربلا پرسید امام فرمود:

ای مادر!سوگند به خدا!من بهتر از هر کس می دانم که سرانجام قیام من چه خواهد بود؟به ناچار مرا می کشند،ومن چاره ای جز شهادت ندارم.

سوگند به خدا!روزی را که کشته می شوم،و آن کس که مرا می کشد را می شناسم،و مکانی که در آن دفن می شوم را می دانم،و چه تعداد از خانواده و پیروان من کشته می شوند را اطلاع دارم،اگر بخواهی محل کشته شدن و قبر خود را به تو نشان خواهم داد.

آن گاه برای آرامش خاطر ام سلمه به سوی سرزمین کربلا اشاره کرد به گونه ای که ام سلمه سرزمین کربلا و قتلگاه و جایگاه استقرار سربازان امام را دید  و به شدت گریست.

امام خطاب به ام سلمه فرمود:

ای مادر!خداوند بزرگ چنین خواسته است که من در راه اسلام کشته و سر جدا گردم،و با ظلم و ستم مبارزه کنم و خدا خواسته است که زن و فرزندان مت اسیر گردند،مظلوم باشند،کشته شوند،فریاد یاری خواهی سر دهند که کسی آنها را یاری نمی کند و کمک نمی رساند.

نفرین به عمر سعد به هنگام میدان رفتن علی اکبر

وقتی علی اکبر(ع) اجازه میدان گرفت و به سوی دشمن رفت امام حسین(ع) با صدای بلند عمر سعد را مخاطب قرار داد و نفرین کرد.

امام حسین(ع)فرمود:چه شده است تو را ای عمر سعد؟خدا پیوند خویشاوندی تو را پاره کند،و کارت را بر تو مبارک نگرداند،و کسی را بر تو مسلط کند که پس از من تو را در بستر خوابت سر ببرد،چنانکه پیوند خویشاوندی مرا پاره کردی،و حرمت رسول خدا را نسبت به ما حفظ نکردی.

پس از حادثه عاشورا عمر سعد مهلتی پیدا نکرد،چون قیام های شیعیان آغاز شد و آن گاه مختار قیام کرد،کوفه را آزاد ساخت،عمر سعد برای اینکه به مجلس مختار نرود،خود را به مریضی زد و در بستر استراحت خود آرمید،مختار چند مرد جنگی را فرستاد و هشدار داد،اگر عمر سعد می خواهد از جای خود برخیزد قصد حمله به شما را دارد به او مهلت ندهید.

فرستادگان مختار بر عمر سعد وارد شدند در حالی که او در بستر خود آرمیده بود،پیام مختار را به او ابلاغ کردند،ناگهان عمر سعد خواست خیزشی بردارد و شمشیر خود را بگیرد که او را با شمشیر زدند و سر او را در بستر خوابش جدا کرده برای مختار بردند،اینجا بود که همه از اجابت دعای امام حسین(ع) به شگفت آمدند.

                                   مجموعه نهج الحیاه جلد ششم        

 

 

 

  
نویسنده : مونا ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۸
تگ ها :