مرگ

وقتی که دیگر نبود

وقتی که دیگر اورانداشتم,احساس کردم که اورا داشتم

وقتی که دیگر نبود,من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت,من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرادوست بدارد,

من اورا دوست داشتم

وقتی اوتمام کرد من شروع کردم

وقتی اوتمام شد من آغاز کردم

وچه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن است...

 

 

/ 5 نظر / 37 بازدید
بی آرزو چه میکنی ای دوست

[گل][گل][گل][ناراحت][ناراحت][ناراحت][قلب]

انسانم آرزوست

در کدامین لحظه دفن شد کودکی ام که هنوز مجهول است مزارش... من همان روزها را دوباره میخواهم کاش تو را بازگشتی بود و مرا جراتی به جبران... افسوس رفتی و تمام خاطراتم را به زیر خاک سرد بردی افسوس.....

ارش

سلام مطالب خوبی داری تبادل لینک کنیم؟[تعجب]

بی آرزو چه میکنی ای دوست

[قلب]

بی آرزو چه میکنی ای دوست

[رویا][رویا][بغل][گل]